دلم سرد است
دلم میسوزد از باغی که میسوزد
نه دیداری نه بیداری
نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می دارد
چونین آشفته بازاری

آنجا که تنهائیت را جز بی کسی همدمی نیست
جز اشک هایی که شورند بر داغ تو مرهمی نیست
آنجا که کز کرده در تو ای کاش ، ای کاش ، ای کاش
از آرزوهای گنگت جز حسرت مبهمی نیست
برگی که رنگش پریده ست ، تاکی که تا ته تکیده ست
باغی که پائیز دیدست ، پائیز داغ کمی نیست
محمد علی حریری
نظرات شما عزیزان:
|